تبليغاتX
......... دوستت دارم!!!.......دلتنگ توام........تو آن جايي و من اين جا........در اين فکر.......که تا چه حد دوستت دارم......در اين فکر که تا چه حد برايم با ارزشي.........در اين فکر ....... که تا چه حد دلتنگ توئم......تو آن جايي و من اين جا....... در اين فکر........که تا چه حد در اشتياق...... بار ديگر در کنار تو بودنم.......در اين فکر....... که چگونه بيش از هميشه قدر آن زمان.......که در کنار هم خواهيم بود را...... خواهم دانست.......دوستت دارم!!!

غروب تاریکی ها
 

فاصله

اه که چقدر فاصله ی ما دور است.

فکر میکنم هیچ وقت نرسی

و من در کنار این دنیا تنها بمانم

و تو همیشه منظره ی من باشی

و هیچ وقت نه در کنار چشم های من

هیچ وقت در این زاویه همواره تنها خواهم بود

بی تو تو را خواهم دید 

و ان گاه چه بگویم

به یک نابینا یک بیگانه یک دور دست

که چه ها میبینم

 

 

+ نوشته شده در  24 Nov 2005ساعت 13:12  توسط سمیع الله افضلی  | 

اگر كســــــــي مــــــــــرا خواســـــــت ،
بگوييد رفته باران‌ها را
تماشا كند .

و اگر اصرار كرد ،
بگوييد براي ديدن توفان‌ها
رفته است .

و اگر باز هم سماجت كرد ،
بگوييد رفته است تا ديگر
باز نگردد.

+ نوشته شده در  23 Nov 2005ساعت 20:32  توسط سمیع الله افضلی  | 

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فر یبند ه زا د  و فر یبا  بمیرد

 

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

 

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا ، عاشقی کرد آنجا بمیرد

 

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

 

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

 

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

 

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خوا هد این قوی زیبا بمیرد

 

+ نوشته شده در  23 Nov 2005ساعت 20:30  توسط سمیع الله افضلی  | 

رفتی  و  خاطره  های  تو  نشسته  تو   خیا لم
بی  تو  من  اسیر  دست  آر ز و ها ی  مها لم

یا د  من  نبو د ی اما ، من به یا د تو  شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم

هم ترانه یاد من باش ، بی بها نه یا د من باش
وقته بید ار ی مهتا ب ، عاشقا نه یا د من باش

اگه  باشی با نگاهت  میشه از حا د ثه   رد شد
میشه  تو آتیش عشقت ،  گر گر فتن  و  بلد شد

اگه دوری،اگه نیستی،درپی لحظه هایاد من باش
تا ابد  تا ته د نیا ،  تا  همیشه  یا د  من  باش

+ نوشته شده در  22 Nov 2005ساعت 20:53  توسط سمیع الله افضلی  | 

Kabul Zeba 

زبس به یاد تــــو هــر شب خـــدا خـــدا کردم

بـــه بارگاه خـــدا محشــری به پــــا کــــــردم

بیاد دامنت افتـــــــادم چـــــــو طفـــل یتیـــــــم

ســری به زانـــوی غم بـــرده گــریه ها کـردم

+ نوشته شده در  22 Nov 2005ساعت 19:12  توسط سمیع الله افضلی  | 

عشق آتش سوزان است ......

عشق شعله پروانه کشان است .......

عشق ابراز محبت واقعی است به آنکس که دوستش داری .......

پدرم به من زندگی داد و مادرم عشق آموخت .

+ نوشته شده در  22 Nov 2005ساعت 19:10  توسط سمیع الله افضلی  | 

دلم برای صدای دلنشینت تنگ شده است نازنینم امشب هم مثل هر شب

قصر رویاهایم را پر از شمع های رنگارنگ کرده ام تا صدای پای خیالت قلب

کوچکم را به تپیدن وادارد.

+ نوشته شده در  22 Nov 2005ساعت 19:9  توسط سمیع الله افضلی  | 

+ نوشته شده در  22 Nov 2005ساعت 19:7  توسط سمیع الله افضلی  | 

 

irLearn.com