|
... و عشق صدای فاصله هاست
دچار يعني عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهي کوچک دچار آبي درياي بيکران باشد چه فکر نازک غمناکي!
خوشا به حال گياهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روي شانه آنهاست.
نه , وصل ممکن نيست هميشه فاصله اي هست.
دچار بايد بود وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف حرام خواهد شد.
و عشق سفر به روشني اهتزاز خلوت اشياست.
و عشق صداي فاصله هاست.
صداي فاصله هايي که غرق ابهامند. نه , صداي فاصله هايي که مثل نقره تميزند و با شنيدن يک هيچ مي شوند کدر.
هميشه عاشق تنهاست.
|
![]() |