تبليغاتX
......... دوستت دارم!!!.......دلتنگ توام........تو آن جايي و من اين جا........در اين فکر.......که تا چه حد دوستت دارم......در اين فکر که تا چه حد برايم با ارزشي.........در اين فکر ....... که تا چه حد دلتنگ توئم......تو آن جايي و من اين جا....... در اين فکر........که تا چه حد در اشتياق...... بار ديگر در کنار تو بودنم.......در اين فکر....... که چگونه بيش از هميشه قدر آن زمان.......که در کنار هم خواهيم بود را...... خواهم دانست.......دوستت دارم!!!

غروب تاریکی ها

آواره پریشانـــــم در غــــــربت و تنهــــائـی

ای اشک ســراغ من دیـــریست نمـــی آئــی

غمخـــــانه نشین هســـتم غربت زدهء دوران

کشـــور شــده است ویران نــه جلوهء بینائی

هـــــر چنـــد که دلتنگم افسـرده دل و خستـه

شـور است جنون عشق فکر و سر سودائـی

بلبــل ز نیستان رفت خشکیــد چمنــــــزارش

وقت است شــهء دوران تا بــــاغ بیــارائـــی

غمگیــن و ملولــم من در هجـــر تو ای میهن

خونابه چشم من چــــــون لالــه صحـرائـــی

سوزد تن و روح من بی روی وطن هــرشب

اشک است مــرا تسکین دامـان شکیبـائــــــی

یارب طفیــل حـــق آن شــــــاه رســــــولانت

لطف و کـــــرمی فـــرما تـــو خالق یکتائـــی

صلح است شعـــآر من وحدت ز که جویم من

کفر است بتو زرغون خودبینی و خود رائــی

زرغـــــون

+ نوشته شده در  9 Jan 2006ساعت 14:58  توسط سمیع الله افضلی  | 

 

irLearn.com