تبليغاتX
......... دوستت دارم!!!.......دلتنگ توام........تو آن جايي و من اين جا........در اين فکر.......که تا چه حد دوستت دارم......در اين فکر که تا چه حد برايم با ارزشي.........در اين فکر ....... که تا چه حد دلتنگ توئم......تو آن جايي و من اين جا....... در اين فکر........که تا چه حد در اشتياق...... بار ديگر در کنار تو بودنم.......در اين فکر....... که چگونه بيش از هميشه قدر آن زمان.......که در کنار هم خواهيم بود را...... خواهم دانست.......دوستت دارم!!!

غروب تاریکی ها

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فر یبند ه زا د  و فر یبا  بمیرد

 

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

 

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا ، عاشقی کرد آنجا بمیرد

 

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

 

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

 

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

 

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خوا هد این قوی زیبا بمیرد

 

+ نوشته شده در  23 Nov 2005ساعت 20:30  توسط سمیع الله افضلی  | 

 

irLearn.com